|
تاثیر صنعتی شدن بر روی خانواده و تحرک اجتماعی زنان استان زنجان |
چکیده: افزایش تحرک اجتماعی زنان به دلایل متعددی از جمله ارتباطات درون خانواده و اشتغال و همچنین ویژگی های فردی و مشارکت آنان و اجتماعی شدن آنها لزوماً توجه به وضعیت این گروه را ضروری ساخته است و این مقاله در صدد است تا به این مسأله اساسی پاسخ دهد که صنعتی شدن چه تأثیری بر روی خانواده ها و تحرک اجتماعی تأثیر دارد. مقاله حاضر نتیجه با روش تحلیل آماری جامعه مورد مطالعه زنان متأهل شاغل استان زنجان بوده و حجم نمونه 220 نفر از زنان شاغل استان زنجان می باشد از آنجا که اکثریت زنان به علت ماشینی شدن کار ( صنعتی شدن) کار خود را از دست داده و همچنین زنان به علت عدم تعادل کار و نابرابری جنسیتی در کار برخوردارند که موجب نارضایتی عمده از سازمان کار و امور اجتماعی استان شده است. واژگان کلیدی: تحرک اجتماعی- خانواده- ارتباطات- اشتغال- زنان
مقدمه: صنعتی شدن در نتیجه انقلاب صنعتی که در قرن هجدهم آغاز گردید نخست در انگلستان پدید آمد انقلاب صنعتی در واقع نامی است که به اختصار به مجموعه پیچیده ای از تغییرات تکنولوژی اطلاق گردیده است که وسایل کسب معیشت مردم را تحت تأثیر قرار داده اند این تغییرات شامل اختراع ماشین های جدید مانند ( نخ ریسی برای ریسندگی) مهار کردن منابع نیرو ( به ویژه آب و بخار) برای تولید و استفاده از علم برای بهبود روش های تولید بوده است. از آنجا که اکتشافات و اختراعات در یک حوزه منجر به اکتشافات و اختراعات بیشتر در حوزه های دیگر می گردند آهنگ نوآوری و تکنولوژی در جوامع صنعتی مقایسه با شکلهای هستی نظام اجتماعی بی نهایت سریع است. مهمترین ویژگی که جوامع صنعتی را متمایز می سازد این است که اکثریت جمعیت شاغل در کارخانه ها و ادارات کار می کنند و نه در کشاورزی. همچنین جوامع صنعتی پیش از نوع نظام اجتماعی سنتی شهر نشینی هستند بیش از 90 درصد مردم در شهر های کوچک و بزرگ زندگی می کنند که در آنها اکثراً مشاغل را می توان یافت فرصتهای شغلی جدید دائماً ایجاد می گردند. صنعتی شدن به مراتب موجب تحرک بیشتر افراد گشته و تمایل به کار کردن و مشارکت و همبستگی ایجاد شده است مقاومت زنان در مقابل بی عدالتی های تاریخی که بر آنان تحمیل شده از دیرباز وجود داشته است. اما پیوسته شکل دیگری این مبارزات به فراخور خواستها و متناسب با مقتضیات بستر تاریخی و اجتماعی آن هماهنگ شده است. شکل و نوع مبارزات نیز که تابعی است مقتضیات زمانی و مکانی سیری تحولی داشته و پیوسته بازتاب این مبارزات و بازخورد اجتماعی آن در تناسب با پیوندشان با جنبش عمومی بروز کرده است از آن هنگام زنان راوی تاریخ خود شدند دریچه ای از واقعیتی متمایز نسبت به آن چه مفروض، غالب و پذیرفته شده بود بر روی آنان باز شد از آن زمان که زنان ارزشهای مرد بنیاد و سلسله مراتبی را مورد تردید قرار داده اند در تحقیق حاضر سعی بر این است که تأثیر صنعتی شدن بر تحرک اجتماعی زنان در استان زنجان بررسی و نشان داده شود امید است که این تحقیق گامی موثر در جامعه شناسی برداشته باشد. بیان مسئله: اصطلاح صنعتی شدن با خود مسائلی را به همراه آورد اکثر جامعه شناسان به دنبال حل آن می باشند صنعتی شدن که از قرن هجدهم از انگلیس شروع شد و حدوداً تمام جان پیش رفت بی شک نحوه ی زندگی را دگرگون کرد و نظام آموزش و کارکرد اجتماع را از پایه دگرگون ساخت که خود موجب گسست تاریخی، فرهنگی، بر جامعه و مانع از آن شد که جامعه ما بتواند انتقال تجارب و میزان فرهنگی علمی گذشته خود را ادامه بدهد. مسأله اساسی که صنعتی شدن موجب آن شده است کارکرد خانواده با کاهش گریزناپذیر کنترل اجتماعی، الگوهای محلی به شدت تهدید خواهند شد و این خطر به وجود خواهد آمدکه ما به جای روند ترکیب و بازپیکر بندی میان سنت و مدرنیته وارد روند گسست و تعارض شدید شدیم یعنی روندی که بار دیگر در پی جایگزینی مکانیکی بخشهای کم و بیش بزرگی از الگوهای بومی با الگوهای جهانی باشند. ( مثلاً تفریحات اوقات فراغت چندان به خانواده مربوط نمی شود بویژه، زمانی که والدین به علت اشتغالات فراوان خود ، دیگر فرصتی برای ایجاد امکانات تفریحی ندارند و فرزندان آنها برای گذراندن اوقات فراغت مجبور به گذراندن وقت خود با همکلاسیها و همسالان، در سینماها، باشگاه های ورزشی و امثال آنها می باشند که خود مسائلی اساسی را به همراه آورده است نمونه بارز آن انحرافات و بزهکاری جوانان است. جامعه ما دارای گسلهای خطرناکی است که باید با وسواس و دغدغه زیاد مورد توجه قرار گیرند، گسل میان نسل جوانی که هنوز زندگی اجتماعی خود را آغاز نکرده و برای شروع این زندگی با بزرگترین مشکلات روبه روست از سو و نسلهای دیگری که وارد مدار اجتماعی شده اند از سوی دیگر با گسل میان شیوه های زیست کاملاً سنتی در حدی که حتی گفتمان رسمی و شیوه های زیست متعارف توصیه شده از سوی نهاد های رسمی را به عنوان ( غربی) رو می کند از یک سو و شیوه های زیست دیگری که حتی در چارچوب معیارهای کشورهای توسعه یافته غربی نامتعارف و مبالغه آمیز شمرده می شود. صنعتی شدن موجب تقسیم کار و تخصصی شدن و افزایش تحرک اجتماعی زنان و باعث دگرگونی در ساختار شغلی شده است. دگرگونی اجتماعی زنان، تحرک و اشتغال آنها و به دنبال خود علاوه بر خوشی ها ، نگرانی هایی را نیز برای جامعه شناسان به همراه آورده است که نمونه بارز آن افزایش بی کاری کارگران در اثر ماشینی شدن بسیاری از کارها و افزایش طلاق از سوی زنان که با اتکا به حقوق خود راحت تر طلاق را قبول می کنند. مکانیزه شدن موجب افزایش آگاهی اجتماعی خانواده ها شده و از سوی دیگر موجب تشدید نگرانی برای آن شده است. با توسعه و پیشرفت جامعه خانواده ها نیز پیشرفت کرده و گرایش در بین آنان از جمله استفاده از وسایل لوکس بیشتر به چشم می خورد. با توجه به مسائلی در زمینه صنعتی شدن و تحرک اجتماعی زنان وجود دارد سه سوال و مسأله اساسی مطرح می شود که عبارتند از: 1-آیا بین صنعتی شدن و تحرک اجتماعی زنان رابطه وجود دارد؟ 2-آیا بین صنعتی شدن و کارکرد خانواده رابطه وجود دارد؟ 3-دگرگونی هایی که در چند دهه اخیر در ایران صورت گرفته چه تأثیری بر تحرک اجتماعی زنان داشته است؟
ضرورت تحقیق: یکی از شاخص های مهم برای سنجش توسعه هر کشور وضعیت زنان و نوع مشارکت و تحرک اجتماعی آنان است زیرا توسعه صرفاً در ارتباط با تولید ناخالص ملی و سطح درآمد سرانه سنجیده نمی شود و شامل بلوغ اجتماعی و سیاسی نیز می گردد از آنجا که یکی از مولفه های بلوغ اجتماعی و سیاسی را می توان نحوه برخورد و رفتار جامعه با زنان آن دانست بنابراین این حضور فعال و مشارکت موثر زنان در جامعه از دیرباز حائز اهمیت بوده است. با توجه به این مهم که نیمی از جمعیت جهان را زنان تشکیل می دهند زنان در ردیف بزرگترین ذخایری هستند که هنوز از وجودشان استفاده بهینه به عمل نیامده است. در آستانه هزار جدید میلادی فراهم کردن زمینه های کاذب برای مشارکت بیشتر زنان و بهره گیری جدی تری از قدرت تفکر ، ابداع و خلاقیت آنان باید در سر فصل برنامه های مدیریت و صنعتی شدن قرار گیرد. بنابراین جهت مشخص شدن جایگاه واقعی زنان و درک استعداد و توانایی آنان لازم است زمینه های لازم برای مشارکت زنان و بهره گیری بیشتر از قدرت و خلاقیت آنان به عمل آید. پیشینه تحقیق: مطالعات و پژوهشهایی مرتبط با مسأله تحقیق شناسایی شده و به چند مورد آن در تحرک اجتماعی زنان اشاره می کنیم: 1-در مورخه12/2/1378 در صفحه 12 روزنامه همشهری مقاله ای تحت عنوان اثرات اشتغال مادران بر مشکلات عاطفی و تحصیلی کودکان. از تالکوت پارسونز نباید در زندگی شغلی از الگوهای مردانه پیروی نمایند به رقابت مستقیم با مردان طبقه خویش برآیند زیرا تغییر در فرصتهای شغلی و ایجاد برابری ، موجب از هم گسیختگی خانواده و ساخت آن می شود. مشکلات تحصیلی فرزندان که مادران شاغل به علت کار زیاد در منزل و خارج از منزل که فرصت رسیدگی به وضعیت تحصیلی فرزندانشان را دارند ( روزنامه همشهری 12 اردیبهشت 1371 شماره1662 (صفحه 12 بخش اجتماعی)) 2- پژوهشهای فراوانی در مورد تحرک اجتماعی صورت گرفته که آقای صمد کانتری، محمد سلمان قائمی زاده در مجله جامعه شناسی ایران دوره چهارم، شماره 4 زمستان 1381 مقاله ای تحت عنوان تحرک اجتماعی و ساخت اجتماعی و ساخت طبقاتی 3- دکتر ناصر فکوهی در نامه انجمن جامعه شناسی ایران ویژه دومین همایش مسائل اجتماعی
چهارچوب تحقیق: مدرنیته: اندیشه هایی که نو ظهور به نظر می آیند معمولاً گذشته هایی دارند اگر چه نسبتاً تازه وارد صحنه مفاهیم شده است تحت تأثیر نام دیگری درواقع گذشته هایی دارد مفهوم مدرنیته تاریخ درازی دارد در قرن پنجم اصطلاح لاتین Modern nus برای تمیز حال جسمی رسمی از گذشته روحی شرکت آمیز به کار می رفت. اما جنبش روشنفکری این اصطلاح را بیشتر به معنایی وضع کرد که امروز به کار می بریم. فیلسوفان اعلام کردند که مناقشه بین قدما مدرن ها در حال شدن به سود مدرن هاست. تمدن مدرن، لفظی اجتماعی است که پس از جنبش روشنفکری برآورد اگر چه ریشه های دنیای مدرن را می توان در پیش از این جنبش جست و جو کرد وجه مشخصه ای آن پویایی بی سابقه ، ردیابه حاشیه رانده شدن سنت، پیامد های جهانی آن است. اگرچه مدرنیته را در دست آوردهایی چون علم و تکنولوژی یا سیاست دموکراتیک می توان دید اما برای امور روزمره زندگی نیز تأثیر ژرفی می گذارند که ((می گوید)). پرسش مرجعیت و (( من کیستم)) پرسش هویت به شیوه های جدید و عاجلی مطرح می شوند. هنگامی که جامعه شناسی در قرن نوزدهم پیدا شد ایده ای مدرنیته اما نه مفهوم آن کاملاً حضور داشت مفهوم مدرنیته خود تنها در دوره ای اخیر بود که پر آوازه شد هر چند ((مدرن)) اغلب به عنوان وسیله خلاصه کردن فرآیندهای اجتماعی و سیاسی مرتبط با رشد اقتصادی تکنولوژی محور نقش مهمی دانست خود مدرنیته به عنوان پیامد رو به افزایش آن فرایند های تا پیش از دهه 1970 کاربرد گسترده ای نداشت. پژوهش های مارکس، وبر، دورکیم، و زیمل در پیش از او ، این نکته به رسمیت شناخته می شود که مسائل دینی و فرهنگی برای فهم مدرنیته و آنچه پیش از آن وجود داشت نقش تعیین کننده ای دارند. پس مسأله به این پرسش جامعه شناختی کلاسیک بدل می شود. که چگونه با فرا رسیدن مدرنته سنت افول کرد و در هم شکسته شده مدرنیته یکسره به تغییراتی عظیمی مربوط می شود که از میانه قرن شانزدهم به بعد در سطوح بسیاری روی داد تغییراتی که از دگرگونی هایی خبر می داد که کارگزاران کشاورزی را از جا کند به شهر نشینان صنعتی بسیار مبدل کرد. مدرنیته تمام شیوه های عرضی انجام دادن کارها را زیر سوال برد و مراجع خاص خود را بر علم ، رشد اقتصادی، دموکراسی یا قانون مبتنی هستند. زیمل و دیگران از بسیاری جهان شهر را بوته آزمایشی می دانستند که در آن دوران مدرنیته می تواند شکل گیرد و اصلاح پذیرد. اینجا در عالم صغیر می توان اهمیت تخصصی شدن کار ، کالایی شدن و عقلانی شدن را به چشم دید به نظر او ، وجه مشخصه روزافزون شهرنشینانبی اعتنایی از سر پیری و برخورداری درون گرایانه آنان است. آنان چه بسا ظاهرنشینان داشته باشد و خود را حاملان تمدن بدانند ، اما از روابطی که ممکن است بیش از حد صمیمانه باشند دوری می جویندهویت را دیگر نمی توان در جوامع محلی یافت. جامعه بیگانگان پدید آمده و در شهر شکوفا شده بود. تاکید در آثار فرد نیاند تونیس هموطن زیمل خود را نشان داد ، کسی که احساس می کرد وجه مشخصه زندگی مدرن بیشتر روابط صوری و قراردادی است تا روابط اجتماعی و اشتراکی ، اگر چه این امر مناطق روستایی نیز صادق بود اما در مورد مناطق شهری بر آن تأئید می شد. به نظر جامعه شناسان شیکاگو مدرنیته در شهر های متحول دنیای نو، به ویژه در شیکاگو، پا می گیرد آنان تأکید می کردند که شهر نشینی هیچ چیزی از یک (( شیوه زندگی)) نو و متمایز کم ندارد. در این دیدگاه شهر به وسیله پردازش امواج مهاجران، جا دادن آنان در مناطق خود و طبقه بندی آنان در کارخانه ها و ادارات نظام صنعتی بیشتر و تبدیل می شود که شهرها تحرک هر چه بیشتر زنان را در فعالیتهای سیاسی اجتماعی می توان دید. مدرنیته یک پدیده دو لبه است تحول نهادهای اجتماعی مدرن و گسترش جهانی آنها، در مقایسه با هر نوع نظام پیش از مدرن ، امکانات بیشتری را جهت برخورداری از یک زندگی ایمن و خوشایند برای انسانها فراهم آورده است اما مدرنیته روی تلخ نیز دارد که از سده کنونی بسیار آشکار گرفته است. دورکیم در چارچوب سنت و سن سیمون، ماهیت نهادهای مدرن را اساساً متأثر از صنعت گرایی می دانست. به عقیده دورکیم ، رقابت سرمایه دارانه، عنصر اساسی سامان صنعتی نو پدید نیست و برخی از ویژگی های را که مارکس بر آنها تأکید شدید داشت حاشیه و گذرا می انگاشت خصلت به شدت متضر زندگی اجتماعی مدرن اصولاً از سرمایه داری مایه نمی گیرد که از محرک پر توتن تقسیم کار پیچیدا ای سرچشمه می گیرد و از طریق بهره برداری صنعتی از طبیعت، تولید را در جهت برآوردن نیازهای انسانی به پیش می راند. وبر بیشتر از سرمایه داری سخن می گفت تا وجود یک سامان صنعتی ، ولی از برخی جهات اساسی ، نظرش به دورکین نزدیک تر بود تا مارکس، (( سرمایه داری عقلانی)) به تعبیر وبر، مکانیسم های مشخص شده از سوی مارکس را در برمی گیرد ، از جمله کالایی شدن کار ذستمزدی، با این همه (( سرمایه داری)) بنا به کاربرد وبر آشکارا چیزی متفاوت از همانی است که در نوشته های مارکس دیده می شود (( عقلانیت)) متجلی در تکنولوژی و سازمان فعالیتهای بشری و دیوان سالاری شاه سخن وبر است. زنان شهری توسعه و مدرنیت: اثر فرآیند مدرنیزاسیون، بر وضعیت زنان شهری ، برای طبقات مختلف ، متفاوت بود. زنان شهری متعلق به اقشار فرو دست جامعه زنانی که از روستاها به شهر ها مهاجرت کرده بودند را نیز شامل می شد. مطالعه که جانت باوئر روی زنان مهاجر در جنوب تهران انجام داد مهاجرت و مدرنیزاسیون روی این زنان را تا حدی روشن ساخت زنان در محلات مهاجر نشین و فقیر در دهه 1350 در معرض دو الگوی نقش پذیری متناقض قرار داشتند از یک سو در معرض تصویری از زنان بی حجاب، مدرن و زنان مشهور جهان سینما، رقص و آواز، یا اعضای خانواده سلطنتی و زنان که در تلوزیون و فیلم و محلات می دیدند قرار داشتند که همه آنها در زمره سرگرمی ها مورد علاقه خانواده های مهاجران فقیر بودند و از دیگر سو فعالیتهای اجتماعی این زنان ، عبارت بود از شرکت در گردهمایی های مذهبی مانند روضه، سفره، زیارت اماکن مقدس زنان طبقه فرو دست شهری ، همچنین به طور سنتی در خانه به عنوان خیاط و آرایشگر کار می کردنند، میزان بی سوادی در میان این زنان بیشتر از متوسط نرخ بی سوادی زنان شهری بود. آنان امنیت شغلی کمی داشتند در مقابل تجاوز کارفرمایان به حقوقشان بی دفاع بودنند. زنان اقشار پایین و متوسط که تا حدودی مرفه تر بودند و دسترسی بیشتری به آموزش عالی و آموزشهای شغلی داشتند و به کارهای دفتری ، فروشندگی ،یا مشاغلی چون پرستاری و معلمی روی آوردند. اوج اشتغال به کار زنان در مراکز شهری در اواسط دهه 1340 و از آن پس اواسط دهه 1350 رو به کاهش نهاد دلیل این فرآیند به احتمال قوی ترکیبی از عوامل اقتصادی و اجتماعی است که از جمله می توان از ایدئولوژی دوستی حاکم که زنان را به انجام کارهای خانگی تشویق می کردند نام برد. فرآیند مدرنیزاسیون : نه تنها زنان را مانند بقیه جوامع با تهاجم(( تمدن بزرگ)) روبه رو ساخت بلکه موجب شد که زنان با فشار فوق العاده هم از جانب خانواده و هم از جانب اجتماع شان مواجه شوند. زنان به عنوان حامل افتخارات خانوادگی ، بین دو انتظار متناقض گرفتار آمده بودند: از یک سو دولت درها را بر رویشان گشود تا وارد دانشگاه شوند و یا شغلی و دستمزدی دست و پا کنند و از دیگر سو، آنها را به صورت ابزارهای جنسیتی درآورده بود. خانواده از یک سو درآمدی را که زنان کسب می کردند نیاز داشت و از طرف دیگر حاضر نبود زن را از کنترل پدر سالارانه خارج سازد.
تکنولوژی و اشتغال زنان: توسعه به رغم هزینه های هنگفت آن معمولاًَ چیز خوبی تصور می شد یکی از حوزه های مورد توجه فمینیستها اثرات توسعه اقتصادی اجتماعی بر زندگی زنان بوده است ، به نظر تیانو (1987) در این زمینه سه دیدگاه با هم رقابت می کنند: 1- نظریه ادغام: که معتقدند توسعه با درگیر کردن هر چه بیشتر زنان در اقتصاد و زندگی عمومی به رهایی ایشان و نابرابری جنسی می انجامد. 2- نظریه حاشیه ای: که معتقد است با توسعه سرمایه داری زنان بیش از نقشهای تولید کنار گذاشته می شود و به قلمرو خصوصی خانه محدود می شود. و در این روند زنان کنترل خود را و امکانات مادی از دست می دهند از نظر مالی به مردان وابسته می شوند. 3- نظریه بهره کشی: که معتقد است مدرنیزه شدن به پیدایش نوعی نیروی کار ارزان زنانه منجر می شود زنان در بخش تولید صنعتی شدن نقش مهمتری پیدا می کنند اما مورد بهره کشی قرار می گیرند چون به آنها به صورت نیروی کار درجه دوم می نگرند. اثرات تغییر اقتصادی بر زنان بر طبقه و قومیت نیز بستگی دارد. هنگامی که در جامعه تغییر اقتصادی روی می دهد ماهیت کار و تمایز میان زنان و مردان نیز دستخوش تغییر می شود. تقسیم کار جنسی افزایش می یابد و این افزایش در جهتی است که فرودستی زنان را تداوم می بخشد. در حوزه های حقوق بیگری مشاغل در بخش های صنعتی تفکیک شده و عرف رایج آن است که زنان به کارهایی گمارده شوند که کم درآمد تر از کارهای مردان است در کارهای غیر حقوق بیگری، اشتغال زنان به خدمات خانگی روز به روز افزایش می یابد از این رهگذر وابستگی مالی زنان مرتب زیادتر می شود. در بسیاری موارد موسسات کمک رسانی کار فرمایان جهان اول که به ایدئولوژی درباره خانواده تقسیم میان زن و مرد و نقش های مناسب برای هر دو جنسیت معتقدند فعالانه به این تغییرات دامن می زنند. انسداد اجتماعی و اشتغال زنان: در نظریه های نئو و بری: نظر وبر بر این بود که اعضای هر طبقه اجتماعی از امتیازات خود نسبت به گروههای دیگر محافظت می کند و مدام تلاش دارند که بر سر خود از امکانات و امتیازات بیافزآیند و خاصیت هر گروهی آن است که با سر کردن راه های پیشروی بخ روی گروه های پایین تر از خود آنها را پست و بی صلاحیت معرفی می کنند و نگذارند این گروه های زیر دست به امتیازات آن دست بیآندازند و ((به نظر پارکین و مورنی)) از دیدگاه وبری و به ویژه از دو مفهوم جایگاه بازار و انسداد اجتماعی میتوان برای توضیح نابرابری جنسیتی بهره گرفت یعنی می توان گفت که مردان با بهره گیری از راهبرد انسداد اجتماعی راه زنان را به سوی مشاغل که بالاترین منزلت را دارند سد می کنند.
فمینیسم به مثابه نظریه جنسیت و تحول آن: فمینیسم به عنوان نظریه ای درباره جنسیت مطرح است گفته می شود شوره اصلی نظریه فمینیسم (جنسیت) است. یا نقطا عزیمت فمینیسم را رابطه میان جنسی و جنسیت تشکیل می دهد جین فلکس بر آن است که (( هدف بنیادی نظریه پردازی فمینیستی تحلیل روابط جنسیت است تامپس تأکید دارد که اهمیت جنسیت فقط از روابط سلطه دو .جنس است نباید فی النفسه مهم تلقی شود اگر مسئله قدرت جنس مذکر مطرح نبود (( روابط جنسیتی )) برای تحلیل عمل سیاسی فمینیستی به عنوان یک مشکل مطرح نمی باشد. در واقع نظریه فمینیستی به عنوان نظریه جنسیت (( روابط جنسیت را به مشکل تبدیل کرده است و دیگر نمی توان آن را به عنوان یک واقعیت ساده طبیعی مطرح کرد)) البته نظریه جنسیت یک بعد تجویزی نیز دارد. نظریه فمینیستی جدید تأکید دارد که جنسیت برای اجتماعی است و نه امر طبیعی. یورد می نویسد جنسیت(( یک صورت بندگی گفتاری)) است که ذاتاً بی ثبات است و پیوسته شالوده خود را می شکند برخی فمینیستها تا حدی تحت تأثیر پست مدرن ها و تا حدی نیز بر اساس اندیشه های بنیادی ضد فرد محوری خود فمینیستها به این نتیجه رسیده اند که تفکر بر مبنای تقسیم بندی های دو وجهیریشه در مرد محوری دارد حتی جنس را نیز امری برساجته و سرشت جوهری آن را نفی می کنند0. لوس ایدیگاره تأکید دارد که مردان زنانگی را تعریف کرده اند. این تعریف متأثر از تقسیم بندی دو وجهی حاکم بر اندیشه غربی و فرض جفتهای متضادی است که همیشه در مقابل همدیگر قرار می گیرند ایدیگاره با نقد تحلیل فروید از تضاد دو جنس با تکیه بر شالوده شکنی نشان می دهد که زن و مرد مانند بقیه جفت های متضاد اساساً ضد هم نیستند زیرا نمی توان یکی را بدون ارجاع به دیگری تعریف کرد و معنای آن دو در نسبت و ارتباط به یکدیگر است اما در واقع، زن آنچه مرد نیست. زنان با مردان متفاوت اند اما نقطه متقابل یکدیگر نیستند و تفاوت فيزیولوژیک به معنای تضاد مفهومی نیست.
مدرنیزه کردن خانواده: تا دهه 1340 تنها عرصه مربوط به حقوق زنان که از دخالت دولت مصون مانده بود خانواده بود از زمان مشروطه خواسته های اصلی که از سوی جنبش زنان مطرح شده بود یعنی، آموزش ، آزادی پواک ( عدم تمایز جنسی) افزایش سن ازدواج، ورود به حرفه های مختلف ، حقوق سیاسی و بلاخره بهبود حقوق زنان در خانواده ، همگی به دست آمده بود البته به طور محدود و به شیوه های غیر دموکراتیک فقط مورد آخر یعنی در زمینه خانواده هنوز قدمی برداشته نشده است . پس از کسب حقوق سیاسی ، توجه زنان به مسئله خانواده معطوف شد در سال 1346 از سوی حزب ایران نوین طرحی به مجلس تقدیم شد که پیشنهاد اصلاح ساختار خانواده در ایران طرح مورد تأئید سازمان زنان ایران قرار گرفت و به قانون حمایت از خانواده مرسوم شد قانون حمایت از خانواده به دنبال تغییر قانون مدنی و قانون ازدواج 1310 و در صد اصلاح جنبه هایی از قوانین بود که با دستاوردهای جامعه مدرن متضاد به نظر می رسید قوانین خانواده مربوط به دهه هایی 1340 و 1350 پرچم سیاست مدرنیزاسیون دولت محسوب می شد . نظریه کارکرد گرائی: کارکرد گرائی بر این اصل مبتنی است که جامعه با یک ارگانیسم زنده که عناصر مختلف آن همگی در تأمین حیات مجموع سهیم اند قابل مقایسه است . مجموع نقشها افراد ، نهادها و گروه ها را تشکیل می دهند . نهادها و گروه ها به نوبه خود عوامل تشکیل دهنده جامعه به شمار می آیند نقشی که جزء نسبت به نهادها و گروه ها به نوبه خود عوامل تشکیل دهنده جامعه به شمار می آیند نقشی که جزء نیست به عمل ایفا می کنند کارکرد نهاد است . جامعه شناس کارکرد گرا به مطالعه ساخت اجتماعی می پردازد و آن را به منزله نقشها در نظر می گیرد که به افراد تحمیل شده و به مجموعه های نظیر نظامهای سیاسی و خویشاوندی تحقق می بخشد. خانواده از دیدگاهد کارکرد گرائی ، پدیده و نهاد اجتماعی ویژه ای است که وجود آن همچون نهاد ها و پدیده های دیگر در جامعه ضروری است . در این مکتب مفهوم خانواده را باید در وظیفه متعادل کننده آن در اجتماع وسیعتر جست و جو کرد تعادل اجتماعی خانواده فرد را به ساخت اجتماعی بزرگتر ربط می دهد و اجتماع زمانی می تواند به حیات ادامه دهد که خواسته ها و نیازهای آن را مانند نیاز به تولید و توضیع غذا ، حمایت جوانان و پیران و ضعفا و زنان ، پذیرش قانون و اجتماعی کردن کودکان برآورده شود انگیزه افرادش تأمین احتیاجات جامعه باشد. نظریه دورکیم: یکی از اثر مهم دورکیم تقسیم کار اجتماعی است دورکیم کار اجتماعی را از تقسیم کار فنی متمتیز با آن متفاوت می داند تقسیم کار اجتماعی که نمونه بارز آن در جوامع ابتدائی دیده می شود و بر همبستگی مکانیکی استوار است که خود نتیجه یکسانی و هم سنخی افراد این جوامع است و اعضای مختلف جامعه را به صورت اجزای مختلف یک ماشین درآورده است و بدینسان تقسیم کار را به صورت طبیعی در کل جامعه میسر ساخته است یعنی افراد به تدریج به طور طبیعی دارای وظایف خاص شده اند و تقسیم کار حاصل شده است مانند تقسیم کار بر اساس سن و جنس و ویژگی های جسمانی و غیره که در جوامع ابتدائی رواج دارد. با توجه به تئوری دورکیم تقسیم کار اجتماعی باعث به وجود آمدن تحرک اجتماعی و فرهنگ زنان شد زنان به عنوان دیگر دولت نداشتند که فقط در خانه مشغول آشپزی و کودک داری باشند آنها نیز کم کم به آموزش و پرورش روی آوردند با به وجود آمدن همبستگی ارگانیک در جامعه صنعتی احساس عمل و مستقل برای افراد جامعه سبب شد که زنان نیز نوعی احساس مستقل و اتکا به خود احساس کنند این دید در ذهن آنان حظور کند که نباید چشم به دستمزد و خرجی از مرد داشت بلکه خود باید کار کنند همپای مردان در شهر های صنعتی مشغول به کار شوند. روش شناسی: مقاله حاضر حاصل پژوهش تحلیل آماری است محقق در این پژوهش مصاحبه کتبی با 220 زن شاغل نموده و متغیرها ، فرضیه های تحقیق با روش آماری اندازه گیری شد و تجزیه و تحلیل آماری بر اساس نتایج به دست آمده صورت می گیرد . پژوهش با تعداد نظریه و نظریه آغاز شده و با اندازه گیری تجربی به کل جامعه آماری تعمیم داده می شود. فرضیه های تحقیق: 1- به نظر می رسد بین تحرک اجتماعی و ارتباطات درون خانواده رابطه معنادار وجود دارد. 2- به نظر می رسد بین تحرک اجتماعی و اشتغال رابطه وجود دارد. 3- به نظر می رسد بین تحرک اجتماعی و ویژگی های فردی رابطه وجود دارد. 4- به نظر می رسد بین تحرک اجتماعی زنان و مشارکت آنان رابطه معنادار وجود دارد. 5- به نظر می رسد بین تحرک اجتماعی زنان و اجتماعی شدن رابطه معناداری وجود دارد.
جامعه آماری و جمعیت نمونه: جامعه آماری این تحقیق عبارت است از زنان شاغل متأهل استان زنجان می باشد . در این تحقیق با توجه به این که قادر به مصاحبه کتبی با تمام و کل اعضای زنان شاغل نیستیم و زنان شاغل بنا به خستگی کار و هر دلیل دیگر به راحتی حاضر به همکاری نمی باشند و ما ناچار به انتخاب نمونه و حجم کوچکی از زنان شاغل استان زنجان اکتفا کردیم در تحقیق حاضر ما 220 زن شاغل مصاحبه کتبی کردیم سعی شد از انواع شغلها ( پزشکی ، معلمی ، کارگری ، آرایشگری و فروشنده و سایر) استفاده کنیم. تجزیه و تحلیل اطلاعات: برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده متناسب با مقیاسهای به کار رفته علاوه بر آمارهای توصیفی از آزمون پارامتری و غیر پارامتری همبستگی(پیرسون و اسپیرمن) برای سنجش متغیرهای اسمی و رتبه ای شامل متغیرهای مستقل و رابطه آنها با متغیر وابسته ( تحرک اجتماعی زنان ) استفاده شده است . جهت آزمون فرضیه ها پژوهش از ضریب همبستگی پیرون استفاده گردیده است که برتری آن نسبت به سایر آزمونها دقت بیشتر و تشخیص شدت همبستگی علاوه بر رابطه قرار دادن متغیر وابسته با یک متغیر های مستقل است. نتیجه گیری: صنعتی شدن موجب تغییرات تکنولوژی است . این تغییرات بدون شک در زندگی مردم تأثیرات گوناگون گذاشته است با توجه به زندگی امروزی تحرک اجتماعی در بین زنان نیز به افزایش یافته است. در تحقیق حاضر به بررسی تحرک اجتماعی و عوامل موثر بر آن پرداخته ارتباطات درون خانواده اشتغال و ویژگی های فردی و مشارکت اجتماعی و اجتماعی شدن به عنوان متغیرهای موثر بر تحرک اجتماعی در این بررسی انتخاب گردید تحقیق حاضر در بین یک نمونه 220 نفری از زنان شاغل متأهل استان زنجان مورد بررسی قرار گرفت. در نتیجه: افرادی که دارای ارتباطات درون خانوادگی پائین هستند دارای تحرک اجتماعی پائین هستند افرادی که به اشتغال اهمیت پائینی می دهند دارای تحرک اجتماعی متوسط هستند و افرادی که به اشتغال اهمیت زیادی می دهند دارای تحرک بالایی هستند. راهکارها: با توجه به صنعتی شدن و تحرک اجتماعی زنان باید راه در جستوجوی راهبردهایی بود که تحرک اجتماعی زنان افزایش یافته و افزایش تحرک اجتماعی زنان موجب آسیب و صدمه برای تحرک اجتماعی مردان نباشد . برای افزایش تحرک اجتماعی زنان ابتدا باید در جامعه احساس امنیت کنند و در غیر این صورت ممکن است علارغم استعدادهای آنها ، در محیط خانه محدود شده و نتوانند آنچنان باید و شاید در اجتماع حضور یابند یکی از مشکلات جامعه ما در حال حاضر وجود طبقه اجتماعی و فاصله اجتماعی زیاد بین خانواده ها می باشد خانواده ها برای بالا بردن خود و کم کردن فاصله طبقاتی مجبور به اشتغال زنان در بیرون از منزل هستند که خود علاوه بر مزایا معایبی را نیز به همراه آورده است . در صورت تحقیق حاضر در نظر دارد که تحرک اجتماعی را افزایش دهد که لازمه آن حس امنیت و ایجاد مراکز جهت آموزش زنان در مورد خانه و خانواده است. مشارکت و همکاری و ایجاد گروه ها و شرکت های جدید افراد( زنان ) که می توانند حس تحرک اجتماعی را بالا ببرند. شناسایی افراد تحصیل کرده و استفاده از استعدادهای آنان که در آنها روحیه خودباوری تقویت گردد. تنظیم برنامه دولت جهت استخدام زنان در نهادها قبل از اتمام تحصیل آنها احداث کانونهایی جهت آشنایی زنان با اجتماع.
منابع و مأخذ : - دکتر توسلی ، غلامعباس ، نظریه جامعه شناسی (1) انتشارات پیام نور ، چاپ اول ، بهمن ماه 1374 ، چاپ پنجم شهریور 1371 - توکلی ، خمینی ، نیره ، جامعه شناسی صنعتی ، چاپ اول مهر 1375 چاپ ششم آبان 1383 - فیوضات ، ابراهیم ، مجله جامعه شناسی ایران ، دوره چهارم شماره یک 1381 - نائینی ، جلال ، مطالعات زنان ، فصلنامه فرهنگی و اجتماعی شماره 38 - گیدنز آنتونی ، صبوری منوچهر جامعه شناسی چاپ اول 1373 - لایون ، دیوید ، ترجمه حکیمی محسی ، مدرنیته ، انتشارات آشیان 1381 - شیرازده ، حمیرا ، از جنبش تا نظریه اجتماعی تاریخ دو قرن فمینیسم چاپ اول - پایدار ، پروین ، فصلنامه علمی و فرهنگی ، گفتگو شماره 32 - شادی طلب ، ژاله ، جامعه شناسی و مدیریت مجموعه مقالات ، چاپ اول - تنهایی ، دکتر ابوالحسن ، نظریه جامعه شناسی ، انتشارات پیام نور ، چاپ اول اردیبهشت 1375 چاپ چهارم اسفند 1377 - تقوی نعمت ا... جامعه شناسی خانواده ، انتشارات پیام نور ، خرداد 1377 چاپ سوم ایران شماره 3 سال سال 1380 در صفحه 61 مقاله تحت عنوان تعارض و سنت و مدرنیته در عرصه توسعه اجتماعی در ایران - فصلنامه اجتماعی و فرهنگی گفتگو شماره 38 محمد حسین خسرونیا ص 53 - مجله جامعه شناسی ایران دوره چهارم به مقاله تحت عنوان نگرش جوانان به حرفه و صنعت که به صنعت در مناطق مختلف جهان و تجربه صنعتی ایران و کشورهای دیگر.
|
|
|
|